مدح و شهادت حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام
تنها نسوخـت از شرر زهـر حـنجـرت آتش رسید بر جـگـر و جـسم لاغـرت یکبار غرق خون لبت از زهر شد ولی عـمری چـکـید خـوندل از دیـدۀ ترت از کوچههای تنگ عبورت فتاد و بعد یـاد آمـد از کـبـودی رخـسـار مـادرت گـرچه شـکـسـتـهانـد درِ خـانه را ولی دیگر لگد نخـورد به پهلـوی هـمسرت با ترس کـودکـت وسط شعـله میدوید زخـمـیِ خـارهـا نـشـده پـای دخـتـرت با دست بـسـته مجـلس اغـیار رفـتهای امــا ســر بــریــده نــبــوده بــرابــرت از سوز زهـر پا به سرت آب شد ولی شکر خـدا که باز بُوَد روی تن، سرت پیراهن شما که به غـارت نرفـته است عریان نمانده جسم تو در پیش خواهرت شکر خدا که چکمه به جسم شما نخورد خـاکی دگر نگـشـتـه دهـان مـطـهـرت شکر خدا که پیکرت آقا به هم نریخت در زیر نعـل اسـب نشد نـرم پـیـکرت دلـتـنـگ آسـتـان بـقــیــعـم، خــدا کـنـد شائق شـود به لـطـف نگـاه تو زائـرت |